شرمنده همه ....؛ مخصوصا اعصاب وروان
اتاق‌های اصلی مطالب جالب، تفریح و سرگرمی خودمونی شرمنده همه ....؛ مخصوصا اعصاب وروان
آرشیو تاپیک

شرمنده همه ....؛ مخصوصا اعصاب وروان

خودمونی • 1391/11/17 @jmsjms
شرمنده همه ....؛ مخصوصا اعصاب وروان
جانباز شیمیائی
توقع بیجا داریم
خیلی از رفیقای دیروز جانبازا هم همه چیز را فراموش کرده اند، چه رسد به این حیوونکی های نسل امروز که از اساس از همه چیز بی خبرن!
خون شهدا هنوز جاری هستش نباید حتما از دوران جنگ خاطره داشته باشی کافیه یه کم چشامنو باز کنیم تا با جنگ با خون شهدا با آه مادران با گریه کودکان با حقیقت روبرو بشیم.وقتی شیاه خواست حجاب کنار بزاره همه مردم بر علیه اون بلند شدند ولی حالا چی اونقدر راحت رو مخ مردم ایران کار کردن که هرکی حجاب داشته باشه بهش عقب افتاده میگن.نمیدونم واقعا جوانای نمیدونن یا خودشون ب نفهمی زدن. فقط جای افسوس داره. هنوزم دیر نشد خون شهدا جاریهsad
خون شهید جاذبه‌ی خاک را خواهد شکست؛ و ظلمت را خواهد درید؛ و معبری ازنور خواهد گشود؛ و روحش را از آن، به سفری خواهد برد که برای پیمودن آن، هیچ راهی جز شهادت وجود ندارد. شهید سید مرتضی آوینی
در جاده انقلاب روی یکی از تابلوها نوشته بود: جاده لغزنده است دشمنان مشغول کارند با احتیاط برانید، سبقت ممنوع!! دیر رسیدن به پست و مقام بهتر از هرگز نرسیدن به امام است. حداکثر سرعت مجاز ، سرعت ولی فقیه است. اگر پشتیبان ولی فقیه نیستید لااقل کمربند دشمن را نبندید. با دنده لج حرکت نکنید. با وضو وارد شوید این جاده مطهر به خون شهدا است....
ای شهیدان کمک همه بچهای ایران کنین
شهیدگمنام
من درعجبم باهمه ی نامی که توداری /این خلق چرا نام تو گمنام نهاده است
به یاد شهدای گمنام صلوات
ترانه‌ی بی صدا
شیمیاییماهیای سرخ عاشق، توی حوضی از اسیدن
دلشون یه دریا درده، کی می دونه چی کشیدن ؟!

می دونی چه دردی داره، بی صدا ترانه خوندن ؟!
می دونی چه سوزی داره، تو آتیش نفس کشیدن ؟!

هدهد صبا شدیم و هفت شهر عشقو گشتیم
ما نفس کم نیاوردیم، معلومه کیا بریدن !

سینه آتیش خلیله، اینجا عشقه که دلیله
ببین این دلای عاشق، چه بهشتی آفریدن !

بچه‌های خط دوم، سرشون به خاک، اما
بچه های خط اول، آسمونو سر کشیدن

فکر اون گلای سرخم که سرا رو خم نکردن
می‌میرن ولی نمی‌گن که گلوشونو بریدن

لاله‌ها کی گفته تنها، همونایی‌ان که رفتن؟
اینایی که پر شکسته‌ان، مگه کمتر از شهیدن!

شاعر : علیرضا قزوه

ما شرمنده شهدا هستیم
چقد پست بوده اون راننده آژانسه.....نامردیه بخدا.اشک تو چشمام جمع شد : (