حقایقی خواندنی درباره پول و خوشبختی
از زمان اختراع پول در قرن 19 قبل از میلاد در خاورمیانه شاید این سوال در بین مردم وجود داشته که آیا پول خوشبختی می اورد؟
مطالعات اخیر به جواب هایی در مورد این سوال قدیمی و همیشگی دست پیدا کرده که فراتر از اظهار نظرهای شخصی در این مورد بوده و تا حدود زیادی پایه و اساس علمی و آماری دارد.
علاوه بر این در ادامه به برخی توصیه های ارائه شده در راستای همین مطالعات برای شاد تر بودن در کنار انتخاب های صحیح پولی و مالی اشاره خواهیم کرد.
1. چه جیزی طبقه متوسط جامعه را خوشحال می کند؟
هیچ کس به طور دقیق نمی داند خوشحال خوشبختی چیست و دقیقا چه مفهومی دارد. چطور شرایط خاص فردی را خوشحال می کند و در مقابل همان شرایط برای فرد دیگری معنای خاصی ندارد و یا بالعکس ناراحت کننده است. مطالعات اخیر نشان می دهد که دو نوع شادی و خوشحالی وجود دارد.
یکی از آنها "تامین احساسی" نام دارد و به تجربه روزانه فرد که شامل میزان خنده، استرس ، عصبانیت ویا لذت بردن است مربوط می شود.
در مطالعه انجام شده در سال 2010 در دانشکاه پرینستون این نتیجه حاصل شد که طبقه پاین اقتصادی جامعه به اندازه کسانی که پول بیشتری درمی آورند شاد و خوشحال نیستند. اما میزان این اختلاف تنها تا یک حد معینی وجود دارد یعنی از یک حد درآمد بیشتر دیگر کسب درآمد بیشتر باعث بروز خوشحالی و شادی بیشتر نمی شود.
در واقع این نوع شادی و خوشحالی به میزان سلامت و ارتباطات سالم بستگی دارد نه به رقم حقوق و دستمزد افراد.
2.سطح بالاتری از شادی و خوشحالی
نوع دیگری از شادی و خوشحالی وجود دارد که آن را "ارزشیابی زندگی" می نامند. این نوع رضایت به چشم انداز فرد از زندگی خود در دراز مدت و پیش بینی رسیدن به اهداف و آرزوهای آن فرد مربوط می شود.
محققین معتقدند این نوع شادی و خوشحالی با بالارفتن میزان درآمد و تحصیلات ارتباط دارد.
مطالعات سال 2013 در دانشگاه میشیگان بر روی 25 کشور مختلف نشان داد که افرادی کع درآمد بیشتری دارند به نظر شادتر و خوش حال تر از کسانی هستند که درآمد کمتری دارند. با این حال هیچ فاکتور ثابتی برای اینکه ارتباط بین پول و میزان خوشحالی و شادی افراد را توجیه کند وجود ندارد. برای مثال به دنبال نقض این مورد در مطالعات انجام شده افرادی وجود داشتنه اند که تا نیم میلیون دلار درآمد داشته اند اما میزان شادی و رضایتشان از زندگی بسیار کمتر از افراد با درآمد پایین بوده است.
3. چه چیز باعت شادی و رضایت در دوران بازنشستگی می شود؟
مطالعات موسسه پول ملی در سال 2013 نشان می دهد شاد ترین افراد بازنشسته کسانی هستند که هیچ گونه بدهی نداشته باشند و یا اینکه بدهی شان صاف شده باشد.
36 درصد بازنشتگان خوشحال و راضی کسانی بودند که بدهیشان تا 7 سال آینده تمام خواهد شد و در مقابل 24 درصد نا راضی قرار می گیرند.
اما چه چیزی باعث می شود که میزان بدهی و وام اینقدر اهمیت داشته باشد؟ افراد معمولا پس از بازنشستگی میزان درآمد و حقوق ثابتی دارند. به همین دلیل در صورت اتمام بدهی شان میزان پول بیشتری برای صرف کردن در امور مختلف دارند و به نسبت میزان شادی و رضایت بیشتری خواهند داشت.
84 درصد افراد مورد مطالعه نیز اظهار داشته اند که ذخیره کردن برای روز مبادا باعث می شود که احساس کنترل بیشتری بر روی زندگی خود داشته باشند و در نهایت رضایت و خوشحالی بیشتری داشته باشند.
4. جطور می توانیم خوشحال تر و راضی تر باشیم
با وجود اینکه میزان شادی ورضایت افراد از زندگی به عوامل مختلفی بستگی دارد اما می توان به طور عمده آن را نتیجه تصمیمات ما در باره زمان و پول در نظر گرفت.
برای مثال اگر محل سکونت شما در نزدیکی محل کارتان باشد و زمان رفت و آمد شمتا کمت باشد به مراتب نسبت به زمانی که در یک خانه مجلل و به دور از محل کارتنا ساکن باشید احساس شادی و رضایت بیشتری خواهید داشت.
همچنین شیوه زندگی مصرف گرایانه الزاما شادی و خوشحالی به همراه نخواهد داشت ولی د ر مقابل ارتباطات اجتماعی با میزان رضایت افراد از زندگی رابطه مستقیم دارد.
بنابراین می توان گفت که صرف کردن پول و وقت برای داشتن ارتباط بیشتر با دوستان و آشنایان بسیار بهتر از رفتن به مراکز خرید و صرف هزینه برای خرید اقلام و کالاهای مختلف است.
خوشبختی را تمرین كنیم
پس اگر پول فقط شرط لازم خوشبختی است و برای شاد بودن به تنهایی كفایت نمیكند، باید دنبال چیزهایی بود تا به ما یاد بدهند برای خوشبخت بودن باید دست به تكرار و تمرین زد. البته كسی در زندگی به خوشبختی میرسد كه خودش دنبال آن باشد، چون كسی كه فكرش گرد داشتن زندگی خوب نمیگردد، هیچوقت به خوشبختی نمیرسد؛ چون هرگز شاد بودن و شاد كردن دیگران، گمشدهاش نبودهاند.
ولی ساختن زندگیای كه خروجیاش چیزی جز احساس لذت و خوشبختی نیست، واقعا زیباست. چنین خانوادههایی نیز ویژگیهایی دارند كه میتوان با شاخص قرار دادن این ویژگیها فهمید كه آدمهای اطراف ما و حتی خودمان تا چه حد خوشبخت هستیم.
علم روانشناسی میگوید، یكی از مهمترین مشخصههای خانواده خوشبخت، خوشاخلاقی، خوشخلقی و خوشرفتاری در میان اعضای آن است؛ یعنی آدمهایی كه در بدترین شرایط هم میتوانند عصبانیت خود را كنترل كنند و اگر عصبانی شدند پا را از مرز احترام فراتر نگذارند. همكاری، همفكری و هماهنگی نیز رمز بقای خانواده خوشبخت است، بویژه آنكه هنگام بروز مشكلات این هماهنگی بیشتر و با صبر و حوصله برطرف شود.
در میان اعضای خانواده خوشبخت الفاظ خودخواهانه نیز رد و بدل نمیشود، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقی معتقدند و در قبال یكدیگر احساس مسوولیت میكنند. خانواده خوشبخت با هدف و برنامهریزی پیش میرود، در حالی كه اعضای آن به هم اعتماد دارند و از اعتماد هم سوءاستفاده نمیكنند.
آدمهای خوشبخت همیشه همراه یكدیگرند و هرگز در مهمانیها و كارهای مربوط به خانه تنها ظاهر نمیشوند، چون اعتقاد دارند كه همدلی و همفكری شرط بقای خانواده است. آنها مرتب از اوضاع نیز شكایت نمیكنند و دیگران را نیز مقصر موفق نبودنشان نمیدانند، بلكه میكوشند برای آیندهای بهتر طرحی نو بریزند.
اعضای یك خانواده خوشبخت به سلامت جسم و روان یكدیگر نیز اهمیت میدهند و اگر مشكلی پیش آمد، در كنار هم میمانند. آنها چیزی را از یكدیگر پنهان نمیكنند و دیكتاتوری، زور و قدرتطلبی بر خانوادهشان غلبه ندارد. زن و شوهر در چنین خانوادهای به خاطر همدیگر زندگی میكنند، یعنی اول خود و بعد دیگران، در حالی كه زندگی آنها به خاطر فرزند، ترس از طلاق، حرف مردم، مهریه و... نیز ادامه پیدا نمیكند. چنین زوجهایی خود را رفیق هم میدانند نه رقیب هم، برای همین همیشه در كنار هم قرار میگیرند.
آدمهایی كه عضوی از یك خانواده خوشبخت هستند، میدانند كه خوشبخت كسی است كه صبح با لبخند برمیخیزد و با لبخند سر بر بالین میگذارد و مرتب پیش خود این جمله را مرور میكند كه ما در زندگی به آن چیزی میرسیم كه همیشه به آن فكر میكنیم و آن چیزی را به دست میآوریم كه همواره طلب كردهایم.