* تلقين به روش معكوس !!

* تلقين به روش معكوس !!

ثبت اختراعات • 1393/03/12 @irinvention
* تلقين به روش معكوس !!
همگي شماها خب قاعدتا در زندگي روز مره تون شنيديد ك مثلا فلان شخص معلول توانست با قدرت تلقين خود را معالجه كند و حتي خود من بارها شده از تلقين در مسير گزينه هايي ك ديگرون و يا حتي خود من باورشون نداشتم و مسخرشون ميكردم ، استفاده كنم و اونها رو به واقعيت تبديل كنم .. نمونش همين عكس گروه ثبت اختراعات ك ي روزي آرزوي خنده داره من بود ك ديگرون مسخرم ميكردند ك نميشه چنين چيزي ساخت !! ولي شد !!

..........

بگذريم : ي دوستي من دارم ماشاله هيكلش 3 برابره منه يعني مثل اين باديگاردها مي مونه .. . و خيلي شجاع و در هر همه مسايلي ك در طول روز ازش ديدم نترسه .. .

عاشق گيتار شده بود و از من خواست بهش ياد بدم . ديروز اولين جلسه من بود ك بايد بهش آموزش ميدادم و البته تا حالا خونشون نرفته بودم .. . .. رفتيم داخل اتاقش و همينطوريكه داشتيم صحبت ميكرديم يكدفعه ديدم
يك چيز خاكستري رنگ ب ابعاد چظوري بگم تقريبا نصفه يك گربه كوچيك از جلومون مثل برق رد شد !!! w00t

خاطر نشان ميكنم ك هردوي ما سه متر پريديم بالا ك خدا اين ديگه چي بود رد شد !!

يكدفعه من گفتم وااي اين توو اتاق تو چيكار ميكنه !! گفت چي !!!!!

دوستان خوب به تك تك كلماتم دقت كنيد چون ميخوام تلقين رو بهتون نشون بدم .. .

.........
گفتم يعني چي ؟ چي ؟!! مووشه به اين بزرگي رو نديدي !!
گفت وااي حميد مووش چيه بس كن بيا ادامه آموزشتو بده !!


من واقعا حيرت زده شدم از اينكه اينقدر قاطعانه اين موضوع رو انكار مي كنه !!

گفتم يعني چي !! توو واقعا شب ها اينجا مي خوابي در حالي ك ي مووش به اين بزرگي توو اتاقته !!

گفت احتمالا دستمالي چيزي بوده باد كولز زده از جلومون رد شده و بس كن بيا ادامه آموزشت رو بده .
خب اين آكورد گيتاري ك گفتي چند حالت داره ؟

من رو ميگي واقعا از ي طرف مونده بودم چرا داره انكار ميكنه !! و از ي طرف نميتونستم تحمل كنم ك ب راحتي داره ب من هم تلقين ميكنه ك اشتباه متوجه شدم !! يعني در اصل مشاهدات من هم داشت زير سوال ميبرد !!

يكدفعه از جام بلند شدم و گفتم برو ي پتو بيار با ي جارو تا اين موشه رو بگيرمش .. پاشو مسخره بازي در نيار و شروع كردم ب حركت دادن كماد توي اتاقش .. .

به محض اينكه كمادو اومدم حركت بدم ديدم دوستم رفته ايستاده روي صندلي ب ارتفاع يك متر !! و داره شديدا ب خودش ميلرزه !!!

...............


و ميگفت توروخدا دست نزن چرا ب حرفم گوش نميدي دارم ميگم اشتباه متوجه شدي !!

واقعا اين رو ب حتم ميگم ، ك توو اون لحظه دلم ب شدت ناراحت شد واسش .. و از طرفي ديگه رفيقم بود نميدونستم چكار كنم از طرفي دوستي ك هيكلش 3 برابر منه و بسيار در بيرون توو جامعه قوي و نترسه .. الان از موش ب شدت ميترسه . .

باورم نميشد ب خاطر ترس از موش ب حدي ب خودش تلقين كرده بود ك موشي در اتاقش نيست ك حتي مشاهداتي ك با چشم خودش هم ديده بود رو هم تمام كمال ناديده گرفته بود !!
و شبها راحت توو اتاقش ميخوابيد .. !!!


.........
ميخواستم بگم باشه شايد من اشتباه كردم تا اون دچار ترس و خواب شبانه اش نشه .. .
اما موشي ك من ديدم مدتها بوده توو اتاقش زندگي مي كرده چون بسيار بزرگ بود !

تصميم گرفتم موشه رو بگيرمش .. كماد رو كشيدم كنار و اين رو هم بهتون بگم ك اتاقش ب صورت تك اتاقي بود و به ساير اتاق ها راه نداشت چون درب اتاقش يك پله از اتاقش بالاتر بود و موشه نميتونست جاي ديگه اي بره و الببته اتاقش هم بسيار بزرگ بود ..

كماد رو ك كشيدم كنار و او همچنان روي صندلي ايستاده بود .. .ديدم واااي پشت كمادش پر از فضله ي موشه !!

بهش ك نشون دادم گفت حميد من ديگه عمرا تو اين اتاق بخوابم .! crying

گر چ موشه رو نتونستيم توو اتاقش پيدا كنيم !! نميدونم چرا هر چي گشتم پيدا نشد !scared

ولي اون روز و چيزي ك مشاهده كردم باعث شد براي اولين بار شخصي رو ببينم ك ب خاطر ترس آنچنان به خودش تلقين كرده بود ك خودش ك هيچ حتي ب ديگرون هم تلقين ميكرد ك اشتباه ديدند !!

.......

اين داستان يك روز من بود ك واستون نوشتم .. كلا از اين داستان ها و وقايع زياد توو تجربه هاي زندگيم ميبينم و ميشنوم .. واسه شما هم در اينجا بيانش كردم
شايد هر كسي بتونه ي تجربه خوب ازش براي خودش برداشت كنه .. .

ضمنا نظر بديد ولي از مسخره كردن و حاشيه پراكني پرهيز كنيد .. چون داخل گروه بلوك ميشيد .
اين مطلب فقط جنبه آموزشي دارد و نه تمسخر حس درون ديگران ..