دلنوشته از جامعه با امام زمان
اتاق‌های اصلی شهرها ، اجتماعی و مذهب منتظران مهدی دلنوشته از جامعه با امام زمان
آرشیو تاپیک

دلنوشته از جامعه با امام زمان

منتظران مهدی • 1392/03/14 @0lyh0
دلنوشته از جامعه با امام زمان
دیروز در شهر بودم ...
قدم میزدم
مردم رنج می بردند
زندگی شان سخت بود
آدمها به همدیگر بد نگاه میکردند
گویا اکثریتی از بیماری های روحی که پیشتر بیشتر کشور های غربی رنج میبردند ،رنج میبرند
ماشینی از پشت به ماشین جلویی که زد ، ایستاده بودم و از پیاده رو نگاهشان میکردم
گویا خدایی ناکرده تهمتی زده بود یا غیبتی کرده بود که اینطور مستحق لگد مال شدن بود ...
راننده ماشین جلویی را میگویم
آری همان که فرزند خردسالش پشت پنجره عقب داشت کتک خوردن پدر از دست سه انسان که در سال 1392 زندگی میکردند ،را نگاه میکرد ...
روزگاری ساخته ایم ، ...
تازه چنین هایی که پیش می آید به یاد آن می افتیم که چیزی در جامعه کم داریم ...
الهم احفظ قائدنا الخامنه ای

الهم عجل لولیک الفرج ...