خیلی زود دیرمی شود......
اتاق‌های اصلی شهرها ، اجتماعی و مذهب عشق خیلی زود دیرمی شود......
آرشیو تاپیک

خیلی زود دیرمی شود......

عشق • 1392/03/13 @sotode
خیلی زود دیرمی شود......
زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.

پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.
این بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل می کند ضبط صوتی را آماده کرد و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط کرد.
پیر مرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش رفت و او را صدا زد، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته بود!
از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او بود !
قدر هر کسی رو بدونید تا یه روزی پشیمون نشید ...

خیلی دیر می فهمیم که چقدر زود دیر می شود !
به هر كس نیكی كنی او را ساخته ای و به هر كس بدی كنی به او باخته ای پس بیا بسازیم و نبازیم
اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم،

به تو می‌گفتم «دوستت دارم»

و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی.

همیشه فردایی نیست

تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد.

کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش

و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری.

مراقبشان باش....