به نیت امام زمان (عج)
به نیت امام زمان (عج)
با سلام به تمام دابایی های عاشق آقا امام زمان(عج)
بچه ها تا حالا شده یه کاری رو به نیت امام زمان انجام بدی.فقط به نیت خودش .واقعاٌ
فرق اون کاربا نیت امام زمان رو با همون کار به نیت خودتت رو فهمیدی ؟؟؟؟؟؟حس خوبیه .خوب.
اگه به نیت امام زمان کاری کردی لطف کن بگو وفرقشو با بقیه کارات بگو.تاثیرشو بگو.
بچه ها تا حالا شده یه کاری رو به نیت امام زمان انجام بدی.فقط به نیت خودش .واقعاٌ
فرق اون کاربا نیت امام زمان رو با همون کار به نیت خودتت رو فهمیدی ؟؟؟؟؟؟حس خوبیه .خوب.
اگه به نیت امام زمان کاری کردی لطف کن بگو وفرقشو با بقیه کارات بگو.تاثیرشو بگو.
جاتون خالی رفته بودیم مشهد الرضا.پابوس آقاامام رضا(ع)
چند بار رفتم زیارت ومیدونید که با چه سختی رفتم جلو ودستم رسید به ضریح.ولی نمیتونستم تا آخرش برم.خیلی دلم میخواست یه دور بزنم وکیفش رو ببرم .ولی به خودم میگفتم قبوله برو هم خودتو وهم بقیه رو اذیت نکن.
یه روز صبح گفتم آقا جون این زیارت به نیت خودتت .فقط وفقط خودت.واقعاٌ
عازم حرم شدیم.ورسیدیم به نزدیکی ضریح.گفتم بسم الله الرحمن الرحیم.
یه کم اذیت شدم تا برسم جلو که یکدفعه سیل جمعیت بردم عقب.وکلا افتادم عقب.
یکدفعه یاد نیتم افتادم وگفتم.به نیت امام زمان
الان که میگم خیلی حس خوبی دارم وچه برسه به اون موقع
باورتون بشه رفتم جلو ورسیدم به ضریح بدون اذیت دیگرون.رسیدن به ضریح وقشنگ این جمعیت یه طوری تاب میخورد که انگار همه میخواستن به نیت آقا منوببرن جلو.
باورم نمیشد وهمونطور در جمعیت فقط یاد آقا بودم وباور داشتم که به نیت آقام ونه خودم.قشنگ درک می کردم این موضوع رو.انگاری خداجونی میخواست زیارتبه نیت آقا کامل باشه.
آخرزیارت بودم که یه هدیه ای هم بهم عنایت شد.گفتم آقاجون بزار تموم بشه.آقاجون دوستت دارم.
یه دور کامل زدم یه دور کامل بدون هیچ اذیتی.وخیلی شوکه بودم.اولین کاری بود که به نیت آقاانجام دادم.خیلی خوب بود.خیلی زیبا ودل انگیز خیلی.هنوز ازش لذت میبرم.
آقا جون ممنونم
چند بار رفتم زیارت ومیدونید که با چه سختی رفتم جلو ودستم رسید به ضریح.ولی نمیتونستم تا آخرش برم.خیلی دلم میخواست یه دور بزنم وکیفش رو ببرم .ولی به خودم میگفتم قبوله برو هم خودتو وهم بقیه رو اذیت نکن.
یه روز صبح گفتم آقا جون این زیارت به نیت خودتت .فقط وفقط خودت.واقعاٌ
عازم حرم شدیم.ورسیدیم به نزدیکی ضریح.گفتم بسم الله الرحمن الرحیم.
یه کم اذیت شدم تا برسم جلو که یکدفعه سیل جمعیت بردم عقب.وکلا افتادم عقب.
یکدفعه یاد نیتم افتادم وگفتم.به نیت امام زمان
الان که میگم خیلی حس خوبی دارم وچه برسه به اون موقع
باورتون بشه رفتم جلو ورسیدم به ضریح بدون اذیت دیگرون.رسیدن به ضریح وقشنگ این جمعیت یه طوری تاب میخورد که انگار همه میخواستن به نیت آقا منوببرن جلو.
باورم نمیشد وهمونطور در جمعیت فقط یاد آقا بودم وباور داشتم که به نیت آقام ونه خودم.قشنگ درک می کردم این موضوع رو.انگاری خداجونی میخواست زیارتبه نیت آقا کامل باشه.
آخرزیارت بودم که یه هدیه ای هم بهم عنایت شد.گفتم آقاجون بزار تموم بشه.آقاجون دوستت دارم.
یه دور کامل زدم یه دور کامل بدون هیچ اذیتی.وخیلی شوکه بودم.اولین کاری بود که به نیت آقاانجام دادم.خیلی خوب بود.خیلی زیبا ودل انگیز خیلی.هنوز ازش لذت میبرم.
آقا جون ممنونم
شماها خاطره نداشتین که به یاد امام زمان بنویسین؟؟؟؟