نصيحت نمودن ، تربيت كردن نيست!
نصيحت نمودن ، تربيت كردن نيست!
رايج ترين اشتباهي كه والدين عزيز در تربيت فرزندان خود دارند اين است كه انتظار و توقع دارند هر آنچه را كه مي گويند بايد فرزندشان قلبآ بپذيرد و آن را في الفور در عمل پياده سازند لذا به محض اينكه رفتاري غلط و اشتباه از آنها مي بينند شروع مي كنند به نصيحت و پند و اندرز دادن فرزندشان، اما به اين نكته مهم دقت نمي كنند كه معنا و مفهوم تربيت چيزي به مراتب فراتر و گسترده تر از اين حرفهاست و هرگز نبايد تربيت نمودن را با نصيحت نمودن يكي بدانيم چراكه بخش عمده اي ازشخصيت فرد در آن دسته از رفتارهايي شكل مي گيرد كه بصورت (غير كلامي) است و تنها بخش نا چيزي از اثر گذاري هاي تربيتي بصورت زباني و گفتاري حاصل مي شود بعبارت ساده تر كودك بيشتر از رفتار ما مي آموزد تا از گفتار ما. و بقول پروين اعتصامي:
از گفته ناكرده بيهوده چه حاصل كردار نكو كن كه نه سودي است زگفتار
اگر ما تربيت را فقط مساوي با تغيير رفتار در فرد بدانيم اين شيوه تربيتي را بايد الگوي شرطي سازي بناميم چراكه در آن ، با بودن تشويق رفتار ادامه پيدا خواهد كرد و با نبودنش به سرعت از بين مي رود بنابراين بايد در تربيت فرزندان چنان عمل كنيم كه علاوه بر تغييردر رفتار، موجب عجين شدن و نهادينه و دروني شدن رفتار در فرد گردد در اين صورت است كه به بهترين مدل الگويي در تربيت دست خواهيم يافت مثالي ساده برايتان مي زنم : اگر به زغالي كه آتش آن خاموش شده و روي آن را خاكستر گرفته است بنگريد به ظاهر فكر مي كنيد ديگر به درد نمي خورد ولي وقتي فوت مي كنيد ، خاكستر كناري رفته و آتش درون آن خود را نمايان مي سازد . آري در تربيت فرزندان نيز بايد اينگونه عمل كنيم يعني بايد دنبال آتش درون باشيم بايد او را اززنجير وابستگي هاي كلامي برهانيم و با فراهم نمودن زمينه هاي مستعد او را به درون خويش بكشانيم و اين ممكن نيست مگر اينكه گفته هايمان را با كردارمان يكي كنيم يعني بايد نخست خود را اصلاح كنيم و سپس به تربيت فرزندانمان همت بگماريم بايد يادمان باشد كه بهترين نصايح در خويشتن فرد پنهان شده است و تنها آماده سازي رواني را مي طلبد در اينصورت است كه فرد از عقل ديگري رها شده و به عقل خود دست يافته و از نصيحت خود سيراب مي گردد و نيازي به اندرزو نصيحت هاي عامرانه شما يا ديگران نخواهد داشت.