این پست را ســــــکوت می کنم تو بنویس !
این پست را ســــــکوت می کنم تو بنویس !
باید بازیگر شوم ،
آرامش را بازی کنم …
باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم …
باز باید مواظب اشک هایم باشم …
باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم …
آرامش را بازی کنم …
باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم …
باز باید مواظب اشک هایم باشم …
باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم …
دروغ میــگویـــی...!!!
گاهی باید چشمها رو به واقعیت زندگی بست
بغضهارو قورت داد
اشکی که ازگوشه چشمت سرازیرشده رو خیلی زود پاک کرد
نفس عمیقی کشید
لبخند زد
رمز آرامش اینه که: منتظر کسی نباشی که منتظرت نیست…!!!
چقدر تلخ است!
همه فکر کنند سرت شلوغ است
و تنها خودت بدانی ک
چقدر تنهایی...
نه...! کلاغ را بگذاریم برای آخر...</font></span> صدایت هم پر... کلاغ پر نه...!کلاغ را بگذاریم برای آخر</font></span> خاطراتم پر... من ...هم پر... حالا تو ماندی با کلاغی که هیچ وقت
کویر
سرگذشت دریائیست که به آفتاب دل بسته بود ...!!
سرگذشت دریائیست که به آفتاب دل بسته بود ...!!
دم از بازی حکم میزنی!
دم از حکم دل میزنی!
پس به زبان قمار برایت میگویم!
قمار زندگی را به کسی باختم که "تک" "دل" را با "خشت" برید!
جریمه اش یک عمر "حسرت" شد!...
باخت زیبایی بود!
یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!
یاد گرفتم از روی "دل" حکم نکنم!
"دل" را باید "بــُـر" زد،
جایش "سنگ" ریخت که با "خشت"
"تک بـُـری" نکنند!
دم از حکم دل میزنی!
پس به زبان قمار برایت میگویم!
قمار زندگی را به کسی باختم که "تک" "دل" را با "خشت" برید!
جریمه اش یک عمر "حسرت" شد!...
باخت زیبایی بود!
یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!
یاد گرفتم از روی "دل" حکم نکنم!
"دل" را باید "بــُـر" زد،
جایش "سنگ" ریخت که با "خشت"
"تک بـُـری" نکنند!
هـيــچ قَــطــار ي اَز ايـن اُتــاق نِـمـي گُـذَرَد
مَـن ايــنـجـا نِـشـَـسـتِـه اَم
وَ بـا هَـمـين ســيگــار قَـطـار مي آفَـريـنَـم !
نِـمي شِـنَـوي .. ؟؟
سَـرَم دارَد ســـــوت مـي کِـــشـَــد
مَـن ايــنـجـا نِـشـَـسـتِـه اَم
وَ بـا هَـمـين ســيگــار قَـطـار مي آفَـريـنَـم !
نِـمي شِـنَـوي .. ؟؟
سَـرَم دارَد ســـــوت مـي کِـــشـَــد
حالم را که میپرسند ، ،
میگویم رو به راهم!!
اما کسی نفهمید که...
رو به کدام راهم ! ! !
هر وقت دلم گرفت سکوت کردم ،
این روز ها هیچ کس معنای دلتنگی نمی فهمد . .