"نامردی ها هم چنان ادامه دارد"
پشیمونی چه سودت وقتی بمونی دلخون
.
.
.
زمـین گرمـم کـمته تو که میگفـتی من سـرم کـی مـیشه اون گلوتوبا دشنه نامردی بدرم
.
..
.
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
.
.
.
.
.
.
نفرین به توی نامرد که با زیباترین نقاب به چهره رفیق درامدی. نفرین بر آن مرامی که اینگونه به اعتمادم خیانت کرد نمیبخشمت
.
.
.
کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده
باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست به نامردانی چون تو دیگر دل نخواهم بست
.
.
.
همه از مرگ می ترسن ما از رفیق نامرد
غمم دادی و غمخوارم نکردی سروکارت به فردای قیامت.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من همیشه تشنه ما بودم و تو همیشه از من سیر بودی...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بیخودی به خودت زحمت نده!
این بذرهای تنفر که در دلم می کاری
هرگز جوانه نخواهد زد...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شکستنی رفع بلاست..اما...باور نمیکند دلم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در عجبم چطور هنوز ستون فقراتت سالم است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *