عسلویه... جهنمی برای کار بیکاران استان
اتاق‌های اصلی شهرها ، اجتماعی و مذهب جوانان عسلویه... جهنمی برای کار بیکاران استان
آرشیو تاپیک

عسلویه... جهنمی برای کار بیکاران استان

جوانان • 1392/03/12 @peyman
عسلویه... جهنمی برای کار بیکاران استان
سلام
هفته گذشته توفیق اجباری حاصل شد و بمدت یک هفته در منطقه عسلویه مشغول بکار دفترداری شدم
قبل از هرچیز لازمه یه شرح مختصری از آب و هوای مطبوع عسلویه بدم...
شهر (یا بعبارتی روستای عسلویه) تقریبا 5 هزار نفر جمعیت رو داراست که در سطح بسیار پایین و در حدی بسیار پایینتر از شهرهایی همچون هفشجان، فارسان و جونقان در کنار پالایشگاهها و پتروشیمی های عظیم قرار داره ولی برخلاف درآمدی که از این منطقه به کشور تزریق میشه ساکنین اون در فقر مطلق زندگی می کنن.
بعلت تعدد شرکتهای پتروشیمی و نفتی یه ابر دود در فاصله کم زمین قرار داره
بعلت هم مرزی عسلویه با دریا و قرار گرفتن در مناطق گرم کشور یه ابر بخار داغ در زیر ابر دود قرار داره که قدرت نفوذ به سطوح بالای جو رو نداره
شدت نور به حدی هست که حتی زیر کولر بودن هم کفایت نمی کنه و چند دقیقه حضور در محیط بیرون حتی در ساعات شب خیسی کامل ناشی از تعرق رو به همراه داره
----------------------------------------------------------------
تا اینجا باید متوجه شده باشید عسلویه یه جهنم به تمام معناست
و حالا چندتا از سوالاتی که برای من بوجود اومده بود...
1- از یکی از ساکنین عسلویه بدون اینکه بگم من بچه ی کجام پرسیدم "ساکنین" عسلویه بومی هستن یا مهاجر؟
خودش اهل نورآباد ممسنی بود؛ جالب بود می گفت اینجا 80% از ساکنین و شاغلین اهل استان چهارمحال و بختیاری هستن
2- خود من توی شرکت یکان فولاد زیرمجموعه پتروشیمی آریا ساسول مشغول بکار شدم ، این شرکت پیمانکاری تقریبا 100 الی 150 نیروی کارگر و 10 نیروی مهندسی رو داشت
جوشکاران شرکت که بایست در دمای بالای 50 درجه درون مخازن عظیم جوشکاری میکردن و علاوه بر گرما از دودهای سمی جوشکاری استنشاق میکردن از هفشجان بودن
داربست بندان شرکت که زیر نور بایستی عملیات داربست رو انجام می دادن از لردگان بودن
کارگران ساده شرکت که از همه بدبخت تر بودن از: بازفت، کوهرنگ، شهر کیان و طاقانک، جونقان ، فارسان و ...
مهندسین شرکت: گیلان، اهواز، اصفهان و ... و تنها یه نفر از استان چهارمحال و بختیاری که من بودم
3- این یک هفته قسمت شد یکبار اشتباهاً به خوابگاه کارگران برم، یه سوئیت با چندین اتاق خواب در هر اتاق خواب 4 الی 5 نفر که به شهادت یکی از همون کارگرا اکثریتشون حداقل به تریاک اعتیاد داشتن
4- برای برگشتن به 4 تا ترمینال رفتم، مقاصد ترمینال های عسلویه جالب یودن
اهواز - اصفهان - یاسوج - شیراز - شهرکرد - فارسان - هفشجان - لردگان

و باز هم یه سوال تکراری...
به چی میگن فقر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه بار یه منظره ای رو دیدم کلی حال کردم یکی از فازهای گازی عسلویه بود که میخواستن کورشو رنگ بزنن هر نقاشی می آوردن نمیرفت و از ارتفاع میترسید یکی از کارگرها داوطلب شد و رفت و اتفاقا با یه طناب و وسایل خیلی مختصر رنگش زد بعدا فهمیدم اون هم استانیمون بوده ___ اینکه میگی استان ما همه اونجا جوشکارو کارگر و ... هستن و فقط یه مهندس بوده صحیح نیست خیلی ها رو میشناسم که اونجا کار میکنن از بازرسی تا مدیریت فاز و ... خونشونم جمه الانم که هوای عسلویه عسله
و باز هم یه سوال تکراری...به چی میگن فقر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب معلومه وقتی یه چیزی که باید داشته باشی نداشته باشی یعنی فقیری حالا یکی باید پول داشته باشه دیگری فرهنگ و ...
به زانو در اوردن عسلویه
میگی عسلویه جهنم با تمام معناست میگی 80 درصد چهارمحالی هستند میگی همه جوشکار و کارگر هستند میگی تنها یه مهندس بود میگی کارگران ساده از جونقون بودند بدان سخت در اشتباهی راستی چند وقته تو پروژه ای ما اونجا به افراد مثل شما میگفتیم پروزه ندیده وبدان هیچ کارگر ساده ای از جونقون اونجا نیست وهمه فنی کارند واز رو غیرتشون اونجاهستند وبزرگترین کارهای پیمانکاری پای پینگ و استراگچر که ستون فاز ها هستند رو همینها که تو کارگران بدبخت نامیدی اونجا انجام میدن بنازم چهارمحالی رو که نه تنها
عسلویه بلکه کشور ایران مدیون این همه زحماتشون از فاز یک گرفته تا 22و23و24 است