اندر احوالات یک گردش دابایی
اندر احوالات یک گردش دابایی
جای همه ی دوستان دابایی خالی امروز یک شیرینی به دوستای عزیزم بدهکار بودم که قرار شد با یک برنامه ی گردش بدهیما صاف کنم دوستای عزیزمم منت گزاشتن و تشریف اوردن از ماجرای تصفیه آب و اب شهرکرد و در خونه ی مردم را زدن برای اب و روباه بگزریم که کلی خندیدیم ماجرای هندوانه خیلی با حال بود معمولا همه ی هندونه را میزارن داخل اب خنک بشه بد بخورن اما امروز کشف شد هندوانه کارایی دیگم داره. بعد از ساز و اواز و تار نوازی زیبای حمید رحمانی عزیز برای یک لحظه گفتیم چه بازی بکنیم که نمیدونم چه اتفاقی افتاد که هندوانه ی داخل اب تبدیل شد به هدف سنگ اندازی در زیر عکس شوق و اشتیاق بچه ها برای حمله به هندوانه بیچاره را ببینید و اینم تصویر هندوانه بیچاره بعد از ده هزار بار تلاش سنگ اندازی و اینم اشتیاقشون برای خوردن هندوانه داغونش کردن با چه اشتیاقیم میخورن نوش جون اینم یک لحظه که رفتم از هدف جدید عکس بگیرم و دوستای عزیز که از خجالتم در اومدن
دابا را دوست دارم به خاطر این همه دوست مجازی عزیز که دارم این اصطلاح دوست مجازیم داستانی بود واسه خودشا
دابا را دوست دارم به خاطر این همه دوست مجازی عزیز که دارم این اصطلاح دوست مجازیم داستانی بود واسه خودشا
خیلی خوش گذشته خوشبحالتون
هندونش خوب بود وقتی اینجوری پکید و اب رفت داخلش رنگش پرید

توی چه لحظه ای دیدنی از اقا مهران عکس گرفتید
بهههههههله
جای همه ی دوستان خالی بود
حبیب جون داداش خیلی لطف کردی البته ی کوچولو دیگه از شیرینی که قرار بود بدی مونده (البته خودت قول دادی بهما)
بله دابا را دوسسسسسسست داریم به خاطر این همه دوست مجازی (خخخخخخخخ)
جای همه ی دوستان خالی بود
حبیب جون داداش خیلی لطف کردی البته ی کوچولو دیگه از شیرینی که قرار بود بدی مونده (البته خودت قول دادی بهما)
بله دابا را دوسسسسسسست داریم به خاطر این همه دوست مجازی (خخخخخخخخ)