درخواست کمک از جوانه امیدی ها...
اتاق‌های اصلی متفرقه جوانه امید درخواست کمک از جوانه امیدی ها...
آرشیو تاپیک

درخواست کمک از جوانه امیدی ها...

جوانه امید • 1393/02/29 @sardar
درخواست کمک از جوانه امیدی ها...
سلام دوستان عزیزاین درخواست رو از طرف یکی از دوستانم میزارم تا شاید بتونم کمکی بهش بکنم ومشکلش حل بشه لطفا اگه راهکاری سراغ دارین بگین ممنون.

من یه مشکلی دارم که فکر می کنم باعث میشه نسبت به انگیزه هام بی اعتماد ویا سرخورده بشم اونم اینه که هرکاری که می خوام انجام بدم اطرافیان سریع میگن کوچیک هستی هنوز پخته نشدی وازاین جورحرف ها . ولی هرکاری که خودشون بپسندن ودوست داشته باشن من انجام بدم میگن بزرگ شدی باید این کار هارو انجام بدی یا این که باچه کسی نشست و برخاست کنی.
من یه سوال اساسی دارم اونم اینه که چجوری می تونم ثابت کنم من واقعا بزرگ شدم وسر یه سری مسائل خودم می تونم تصمیم بگیرم واین که تا مسئله ای پیش میاد نگن هنوزخامی وپخته نشدی
.
سن ایشون18
پسر هستن
سلام ممنون از اینکه مشکل دوستون با جوانه امید در میان گذاشتید با یک داستان شروع میکنم کودک 5 ساله ای بود که بزرگترین اسطورش پدرش بود و فکر میکرد قوی ترین انسان روی زمین پدرش هست وقتی به سن 14 رسید فهمید قوی تر هم هست ولی هنوز به پدرش افتخار میکرد و فکر میکرد که پدرش همه چیز میدونست وقتی به سن 18 رسید فهمید پدرش هیچی چیز بلد نیست و فقط دوست داره نصیحت کنه و به قول امروزی ها روشن فکر نیست و تفکرش تقریبا نسبت به پدرش عوض شد این نوجوان بزرگ شد ازدواج کرد و بچه دار شد و وقتی بچه اش به سن 18 رسید فهمید که واقعا پدرش بزرگترین استاد بود ولی افسوس که دیگر پدر نبود تا تجربه ها ش در اختیار پسرش که پدر شده بذاره اول باید بگم در سن 17 تا 20 یا شایدام بیشتر یک جوان یا نوجوان حس استقلال داره و دوست داره خودش یک جوری متمایز کنه و دست به کارایی بزرگ بزنه که والدین بر اساس تجربه ای که دارن باید کمک کنن حالا بستگی به سطح نگرش والدین نسبت به فرزند و طرز تفکرشون هست واما بستگی به کار بزرگی که می خواد انجام بده داره میشه به طور واضح بگید ایشون چه کاری می خوان انجام بدن و دلیل مخالفت والدین چی و اگه می خوان خودشون مورد اثبات قرار بدن باید کارایی که والدین به ایشون محول می کنن به نحو احسنت انجام بدن تا لیاقت خودشون ثابت کنن باید این بدونین فاصله ای حرف تا عمل کردن یک دنیاست بزرگتیرین کار از نظر ایشون که خانواده مخالفت میکنن و دلیل مخالفت خانواده و چندمین فرزند خانواده هستن و خانوادشون سنتی هستن یا امروزی ودر کجا زندگی میکنن و همچنین کارهایی که خانواده به ایشون محول میکنن ازشو ن بپرسید تا مشاوران عزیز بتونن به این شخص کمک کنن
باسلام و ضمن تقدیر از شما دوست عزیز به خاطر مطرح نمودن این مورد

برادر گرانقدر جناب آقای بابایی نکات جالبی را در این خصوص مطرح نمودند

با عنایت به الطاف کریمانه خداوند سبحان ان شاالله موارد برطرف میشه

امیدوارم با توکل به ذات مقدس الهی این مورد رفع بشود
ممنون از لطفتون
ایشون فرزند سوم خانواده هستن با عقاید مذهبی متوسط وبه حرف مردم و جلوه خودشون توی جامعه اهمیت زیادی قائل هستند.
یکی از موارد اینه که ایشون دوست داره بامن بیاد ووارد نظام بشه(البته فقط یه ایده هست هنوز قطعی نشده یعنی هنوز خودمم نرفتم) که خانواده با کار نظامی مخالف هستن .
واین که میگه دوست داره نامزد یا یه چیزی شبیه این داشته باشه واز روابطی مثل دوست دختر واین جور چیزا مخالف هست ومیگه که این می تونه باعث پیشرفتش بشه چه در درس وچه در کار ولی خانواده مخالف هستن سطح مالی خانواده هم متوسط روبه پایین هست خانوادشون تقریبا میانه رو هستن درمورد سنت ها واین جور مسائل ،شهرکرد زندگی می کنن.


اگه چیز دیگه ای هم هست که باید بگم تا کمک کنید بگید تا بگم ممنون از لطفتون
خوب من توصیه میکنم از فرزند ارشد خانواده هم کمک بگیرن چون خصوصیت اخلاقی پدر مادر بهتر میدونن و میتونه نظرات مفیدی بده
واما نظام ونظامی بودن سخته و با دیپلم بخوایی وارد نظام بشی نباید توقع پیشرفت زیادی داشته باشی و باید حق داد که پدر مادر یکم مخالفت کنن

ولی اینکه میگن پدر مادر مخالفت میکن با نامزدی ایشون باید این در نظر بگیرن سطح توقعات خانواده ها بالاست و یک فرد 18 ساله در دنیا امروز نمی تونه نامزد کنه مگر اینکه

از همه نظر خود اکتفا باشه و بتونه تا آخر عمر عاشق کسی که به قول معرف اسم گذاشته روش باشه یک فرد 18 ساله در این سن خیلی رک بگم عشق می تونه براش آبکی باشه و فقط از سر حوس باشه

که نه در درس باعث پیشرفت میشه نه در کار البته نظر شخصی خودم و دوستانی که کمک خواستن هست

و اینجور که میگین خانواده میانه رو هست در رابطه با تصمیم کاری که گرفتن که وارد نظام بشن اگه تمایل و علاقه دارن می تونن با دلیل خانواده را قانع کنن البته باید از بزرگ خانواده و همچنین فرزند ارشد هم کمک بگیرن و باید در نظر داشت صحبت یک عمر کار هست و دارن آینده خودشون میسازن که اگه از یک مشاور تحصیلی شغلی هم کمک بگیرن خوبه

و باید دونست رابطه دوستی با جنس مخالف به صلاح نیست البته گفتمان تبادل اندیشه ضرر نداره ولی دوستی با یک دختر می تونه زمینه گناه و حتی مشکلات زیادی به همراه بیاره که باز هم حق با خانواده هست

البته من از چندتا از مشاوران خواستم نظر بدان که باید صبر کنین تا نظراتشون بدان وبعد خود دوستون تصمیم اصلی بگیرن smile
سلام ...

بنده نظری که دارم و به نظر خودم درسته رو میگم ...

این که کسی بخواد خودشو به دیران ثابت کنه(حالا دوستش باشه یا خانواده اش) چیزی نیست که در یه مدت کوتاه حاصل بشه ...
این مورد یه کم زمان می بره و شاید چندسالی هم طول بکشه تا فرد بتون خودش و وقابلیت هاش رو به اطرافیان نشون بده ...

پس در این مورد به نظرم سعه ی صدر به همراه صبر که با پیش زمینه اراده ی قوی می تونه راه گشا باشه ...
پس این دوست عزیزمون نباید توی کار خودش و رسیدن به این هدفش عجله کنه
چون احتمالش قریب به یقین هست که نتیجه ی عکس بده!

اما در مورد شغل و اینکه این دوستمون میخواد یک همدم و همراهی هم داشته باشه
از نظر من(و همونطور که از تاپیک پیداست خود فرد) موردی وجود نداره ...
آدم باید دنبال خواسته هاش بره و کوتاه نیاد، اگر کوتاه بیاد اونوقت همیشه مجبوره کوتاه بیاد و سرخوردگی و افسردگی پیامدهای احتمالی اون هستند ...

در مورد شغل، بهتره بشینند با خانواده صحبت کنند، و با آرامش خاطر خانواده رو راضی کنند!
در صورتی که به این شغل علاقه دارند، بهتره با صبر در این مورد از پدرشون اجازه های لازم رو بگیرند
پیشنهاد میشه از خوبی های کار موردنظرشون هم بگند ...

اما در مورد ازدواج، انسان طبعتا به یه همراه نیاز داره
توی صندلی داغ خانواده ی دابایی یه جواب خوبی دادند، که آدم مجرد یه حرفایی هست که نمی تونه حتی به نزدیکترین کسانش بگه، پس یه نیازی در درونش احساس میشه، نیاز به یه همزبونی که حرفش رو بفهمه، همونطوری که گفته میشه ...

ولی من میتونم حدس بزنم که خانواده ی این دوستمون بخاطر شرایط فعلی جامعه با این خواسته شون مخالفت می کنند!
پس اگر برای این مورد تونستند خانواده رو راضی کنند، باید بدونند که فعلا جز پاهای خودشون تکیه گاهی ندارند و باید روی پای خودشون بایستند!

+ پی نوشت(نظر شخصی خارج از بحث تاپیک): کاش خانواده ها توی این برهه از زمان بیشتر به ازدواج جوون هاشون بها میدادند، الان یه جوونی که تصمیم داره زود ازدواج کنه اگر خانواده کمکش نکنند، کمِ کمش تا 25 سالگی نمی تونه هیچ کاری کنه!
آدم باید دنبال خواسته هاش بره و کوتاه نیاد، اگر کوتاه بیاد اونوقت همیشه مجبوره کوتاه بیاد و سرخوردگی و افسردگی پیامدهای احتمالی اون هستند ..

بااین قسمت ازحرف آقای حدادی کاملا موافقم !
البته خواسته هابایدجوری باشه که به خودشون وجامعه ضرری نزنه که البته خواسته های این دوستمون هم موردی نداره!

البته درموردازدواج از این دوست عزیزمیخوام که بشینه خواسته هاش رو وانتظاراتش رواز همسرآینده ش وحتی خصوصیات همسرش رو روی کاغذبنویسه!(البته کاملا صادقانه وروراست باخودش )
وبعدازاون ببینه میتونه تو این سن شخصی روبااین خصوصیات پیداکنه؟؟؟؟؟؟؟
وبسنجه دربرابرانتظاراتی که ازطرف مقابلش داره خودش بایدچجور فردی باشه چه جایگاه اجتماعی داشته باشه؟؟؟؟
وباشرایط فعلیش مقایسه کنه!آیااین دوباهم همخونی داره؟؟؟؟
اگه یکی بودپس آمادگی واسه ازدواج رو داره امااگه یکی نبودابتداخودش روبه اون جایگاهی که میخادبرسونه بعدازدواج کنه!




وازآقای سردارهم میخام که به عنوان دوست ایشون سعی کنن پشتیبانش باشن وبهش بفهمونن که ازش حمایت میکنن!تاحداقل بخشی ازاین سرخوردگی توسط ایشون جبران بشه!


نکته آخراین که سعی کنن ارتباطشون روبا خدابهترونزدیک ترکنن !ازخداوند کمک بخان !تلاششون روبکنن و به خداوندتوکل کنن!وبدونن که چون به خداتوکل کردن هراتفاقی که بیفته به نفعشونه!
باآرزوی موفقیت های همه جانبه این دوست عزیز
من نظر خاصی ندارم همه نکات دوستان گفتن
ولی دوستمون اگه توی یک کاری موفق باشه خوب خانواده هم بش اعتماد می کنن ولی به نظر من 18 سالگی برای ازدواج شاید تصمیمی که گرفته بشه از روی احساس باشه که شخص بعدا از یک مدت ازش پشیمون بشه بعد تکلیف شخص مقابل که وارد زندگی شده چی
واقعا از کمک همتون ممنونم نظرات شما رو به ایشون منتقل میکنم واگه مشکل دیگه ای بود میام ودرمیون میزارم ممنون از همه