بر من ببخش ...
بر من ببخش ...
پروردگارا، بر من ببخش
عاشق راستین تو نبودنم را
زمانی که تو مرا عاشقی بی قراری
یارب، بر من ببخش
دعاهای طلبکارانه را
زمانی که تو مرا طلبکاری
مهربانا، بر من ببخش
عبادات بی توجه مرا
زمانی که هر ثانیه تو بر من توجه داری
خداوندا، بر من ببخش
چرا که آرزوی وصال تو در سرندارم
زمانی که تو هرآن مشتاق دیدار منی
ای سراسر محبت، بر من ببخش
بی محبتی هایم به پایت را
زمانی که تو خود، محبتی
ای آفریدگار باران، بر من ببخش
اگر از دوری تو نمی بارم چون باران
زمانی که تو، از غم من چون ابر بهاری
ای مهر عالم گیر، بر من ببخش
دیوانه وار، در به در کوی تو بودنم آرزوست
اما در چنگ نیست
زمانی که تو مرا مجنونی
ای تمام وجود، بر من ببخش
که با تمام بی وجودی، تنها گهگاهی
به ریسمان الهی ات می زنم چنگ
زمانی که تو چون نفس با من همراهی
بر من ببخش
که بر تو هستم چنین بنده ای-بنده ای عاصی-
ای ستارالعیوب، بر من ببخش
که نگاه های گرم تو را
به سردی گناه فروختم
یا غافرالخطایا، بر من ببخش
که به بخشش تو نظر افکندم
و چشم بر ناراحتی های تو پوشاندم
و در منجلاب سرپیچی فرو رفتم
عاشق راستین تو نبودنم را
زمانی که تو مرا عاشقی بی قراری
یارب، بر من ببخش
دعاهای طلبکارانه را
زمانی که تو مرا طلبکاری
مهربانا، بر من ببخش
عبادات بی توجه مرا
زمانی که هر ثانیه تو بر من توجه داری
خداوندا، بر من ببخش
چرا که آرزوی وصال تو در سرندارم
زمانی که تو هرآن مشتاق دیدار منی
ای سراسر محبت، بر من ببخش
بی محبتی هایم به پایت را
زمانی که تو خود، محبتی
ای آفریدگار باران، بر من ببخش
اگر از دوری تو نمی بارم چون باران
زمانی که تو، از غم من چون ابر بهاری
ای مهر عالم گیر، بر من ببخش
دیوانه وار، در به در کوی تو بودنم آرزوست
اما در چنگ نیست
زمانی که تو مرا مجنونی
ای تمام وجود، بر من ببخش
که با تمام بی وجودی، تنها گهگاهی
به ریسمان الهی ات می زنم چنگ
زمانی که تو چون نفس با من همراهی
بر من ببخش
که بر تو هستم چنین بنده ای-بنده ای عاصی-
ای ستارالعیوب، بر من ببخش
که نگاه های گرم تو را
به سردی گناه فروختم
یا غافرالخطایا، بر من ببخش
که به بخشش تو نظر افکندم
و چشم بر ناراحتی های تو پوشاندم
و در منجلاب سرپیچی فرو رفتم