شرمنده ام...

شرمنده ام...

خلوت با خدا • 1393/02/03 @pegah1993
شرمنده ام...

به نام تو...

شرمنده ام...

می دونم از دستم ناراحتی...

می دونم خیلی کار های بدی انجام دادم...

همیشه فقط وقتایی میومدم پیشت که یه مشکلی داشتم...

هیچوقت نشد که به خاطر خودت بیام...

خیلی ازت دور شدم...

دلم برات تنگ شده خدا جونم...

نمی دونم اگه الان بیام بهم چی میگی...

ولی هرچی بگی حَقمِه...

دارم گریه میکنم...،دستام دارن می لرزن...،

نمی دونم چیکار کنم...

بیشتر نماز هایی که میخوندم با عجله و آخر وقت بود...

تازه حواسم هم پیش تو نبود...

فقط ماه تو (رمضان) که میومد کارهای خوبی انجام می دادم ولی بعد از اون دوباره به دروغگویی و غیبت کردن و دل شکستن و خیلی کارای دیگه ادامه میدادم...

مثل اینه که یه مادر بچه شو به وجود بیاره ولی بچه همه رو دوست داشته باشه به جز مادرش...

با همه حرف بزنه و درد دل کنه جز برا مادرش...

خدا جونم دوست دارم بیام کنارت...

دوست دارم تنهایی هامو با تو پر کنم...

دوست دارم شبا به جای عروسک توی بغل تو گریه کنم...

دوست دارم کنار تو آروم بشم...

دوست دارم تو جای خواهرمو پرکنی...

ولی نمی تونم بیام... روسیاهم... اینقدر گناه کردم که روم نمیشه...

یه بار اینقدر بهت نزدیک شدم که تو رو احساس کردم... اینقدر که حتی تنها آرزوم داشتن تو بود...

اینقدر که همش در انتظار بودم که وقت اذان بشه و بیام پیشت...

حتی بهترین لباس هامو می پوشیدم و بهترین عطرامو میزدم...

کاش دوباره مثل اونوقت می شدم...

یادته ازت پرسیدم :

منو به خاطر کارهای گذشته م می بخشی؟

ولی تو فقط سکوت کردی... شاید می دونستی که قراره دوباره به حالت قبل برگردم...

خداجونم تو همونی بودی که من می خواستم ولی کاش منم اونی بودم که تو میخوای...

خدایا کمکم کن همونی بشم که تو میخوای...

می دونم که بنده های بهتر از من داری ...

اونارو میشناسم از بین دوستام...

بهشون حسودیم میشه...

اما درسته که بهتر از من هستند ولی شنیده ام تو خیلی بزرگی...

شنیدم که در خونه ات به روی همه بازه...

شنیدم حتی اگه یه گناه کار بیاد توبه کنه اینقدر خوبی که اونو میبخشی...

خدایا کمکم کن منم یکی از اون همه بنده های خوبت ، بشم...

خدایا کمکم کن بهت نزدیک بشم ...

ولی قول بده که دیگه خودتو از من نگیری...

آخه وقتی تو نباشی من از تنهایی میمیرم...

من از همین جا شروع کردم...

امروز روزه ام... ولی نه مثل همیشه... از صمیم قلبم... به خاطر عشقم نسبت به تو...

تو هم بهم نشون بده که منو بخشیدی...

کاری کن که احساس کنم همیشه در درگاه توام...

کاری کن که احساس کنم خوشبخترین آدم دنیام...

چگونه بخوانمت؟ چگونه یادت كنم؟ كه شرمسارم از اینكه چون تو خدایی و چون ما بندگانی چون تو مهربان وبنده نواز وبخشنده و چون بندگانی بی رحم و متجاوز


خدایا !

شرمسارم كه بندگانت به نام تو سر از تن جدا میكنند.



خدایا !

خجلم كه بندگان تو به نام تو آزار و شكنجه می دهند و حقوق انسان ها را زیر پا می گذارند.



خداوندا

شرمسارم كه بندگان تو با نام تو حكومت می كنند و دلهای امیدوار به تو را مایوس می سازند.



خدایا !

غصه دارم كه مدعیان راه تو در حالی مشعول زر اندوزی هستنددر حالی كه مردانی شرمسار از فقر و نداری نزد زن و همسر خود سر در گریبان می كنند.



خدایا !

شرمسارم از این همه ریا و دقل بازی! دلهایی كه نور تورا ندیده اند اما زبان و ظاهر آنها تو را فریاد می زند.



خدایا !

شرمسارم كه بر درو دیوار شهرم همه جا نام توست اما دریغ از اینكه در رفتار و كردارها بتوانم ترا بیابم.



خدایا !

خجلم كه ما بندگان از نعمتی چون فكر و اندیشه خود بهره نمی بریم و عاقبت آن را نصیب و قسمت تو می دانیم.


خدایا !

شرمسارم كه ما نمی خواهیم ترا آنگونه كه هستی بشناسیم.



خدایا !

شرمسارم كه هنوز آنقدر تورا نشناخته ایم كه تصور می كنیم برای رابطه با تو باید كسی یا چیزی را نزد تو روان كنیم.


خدایا !

خجلم كه از زمان بت پرستی تا كنون نوعی پرستش در ذهن ما نقش بسته كه به ما اجازه نمی دهد بیشتر ترا بشناسیم و هنوز خوی بت پرستی در وجود ماست.



خدایا !

شرمسارم كه در آسمانها به دنبال تو می گردیم در حالی كه تو با مایی و اگر خود اراده كنیم دست ما را میگیری.


خدایا !

از این ناراحتم كه روزی بسیاری از درهای علوم را بر روی خود بگشاییم و هنوز شناختمان از تو تنها در همین حد باشد.



خدایا !

شرمسارم كه نمی بینیم تو خارج از قوانین طبیعی هستی هرگز هرگز عملی انجام نمی دهی با این حال همه ما بندگان دست به دعا بر می داریم كه : قوانینت را به نفع كار ما تغییرده!


خدایا !

خجلم كه جهالت خود را به تو نسبت می دهیم.و هرگونه كم و كاستی و كوته اندیشی خود را ناشی از قوانین تو می دانیم. در حالی كه قوانین طبیعی تو افراد متفكر و صاحب اندیشه را میطلبد, كه بدانند این قوانین ازلی و ابدی است.


خدایا !

شرمسارم كه در طول تاریخ همه آنان كه خواستند به درستی تو را به مردم بشناسند, شكنجه دادیم و به نام كافر آنها را بر دار كردیم. و از آنان روی بر گرداندیم چرا كه آنان می خواستند تعقل را به جای تعبد پیشه ما سازند.


خدایا !

خجلم كه چون فكر نمی كنیم به حقیقت نمی رسیم پس ناچار می شویم موهومات را خیلی راحت بپزیریم.