اصلاحات روز

اصلاحات روز

خودمونی • 1392/02/30 @mehranjan
اصلاحات روز
1- تولید ناخالص داخلی: عبارت است از تولیداتی که ناخالصی دارند. در واقع این اصطلاح امروزه کل تولیدات داخلی را در بر می‌گیرد. مثل آب تصفیه شده‌ای که پس از جوش آمدن نیم سانت شن و ماسه تهش رسوب می‌کند، یا شیری که آن قدر آب به نافش بسته‌اند که اثری از رنگ سفید بر رخسارش باقی نمانده.



2- ضریب جینی: تعداد افرادی که از شلوار جین استفاده می‌کنند منهای آنهایی که شلوار پارچه‌ای می‌پوشند. با توجه به اینکه شلوار جین از شلوار پارچه‌ای گران‌تر است،‌عدد بدست آمده میزان قدرت خرید مردم را نشان می‌دهد.

3- تورم نقطه به نقطه: مثلا در سوپرمارکت کالایی را قیمت می‌کنید و بعد آن را می‌گذارید سر جایش. دوری می‌زنید و دو دقیقه بعد دوباره همان کالا را برمی‌دارید اما وقتی می‌خواهید پولش را پرداخت کنید متوجه می‌شوید گران تر شده. این همان تورم نقطه به نقطه است. یعنی هیچ تضمینی وجود ندارد وقتی از این نقطه مغازه به آن نقطه‌اش می‌روید قیمت جنس نقطه قبلی ثابت بماند.



4- خط فقر: خطوطی که در پیراهن و شلوار افراد فقیر به دلیل موجود نبودن اتو در منزل آنها دیده می‌شود.



5- نقدینگی: این واژه در ابتدا از دو کلمه تشکیل می‌شد و در واقع "نقدی نگیر" بوده است. قدیمی‌ها به برداشتن جنس نسیه خیلی اعتقاد داشتند و فروشندگانی که قسطی جنس می دادند را اصطلاحا "نقدی نگیر" می‌نامیدند.



6- نرخ بیکاری: این هم در اصل نرخ بیگاری بوده و به میزان حقوق دریافتی افرادی که بیش از 10 ساعت در روز کار می‌کنند اطلاق می‌شود. این نرخ در حال حاضر در کشور ما چیزی در حدود600 هزار تومان است.



7- تغییرات دوره ای: بیشتر مربوط به خانم‌هاست و به آقایان ارتباطی ندارد.



8- کالای مولد: کالاهایی که قابلیت هدیه دادن در مراسم جشن تولد را دارند و معمولا کادوپیچ می‌شوند.



9- ارزش افزوده: پولی اضافه‌ای است که به صورت دوبله و سوبله از مشتری دریافت می‌شود. یعنی گران که می‌خرید هیچ، یک پول زور دیگر هم تحت عنوان ارزش افزوده باید پرداخت کنید. برای روشن‌تر شدن مطلب فردی را تصور کنید که حسابی کتک خورده و روی زمین از درد به خودش می‌پیچد. ضاربان او در حال ترک محل هستند اما ناگهان یکی از آنها دورخیز کرده و لگد دیگری را نثار مضروب می‌کند.



10- کارگزار بورس: احتمالا او را دیده‌اید. همان آقایی که دم در سازمان بورس روی یک صندلی مستعمل می‌نشیند و سبیل نازکی دارد. کارش این است که افرادی که به تازگی وارد بورس شده‌اند را شناسایی می‌کند و در کار آنها می‌گذارد. او این عده را به کلاهبردارها معرفی می‌کند و تازه وارد بینوا بعد از 48 ساعت متوجه می‌شود که همه زندگی‌اش را باخته...